![]() |
![]() |
|
| دارم زور میزنم بشه طنز ولی نمیدونم چی درمیاد... |
|
سلام امروز این قدر شنگولم که نگو نمیدونی چقدر دلم باز شده........
زدم و وبگردی و ولگردی کردم که دیگه دلم جرات نکنه بگیره بعد با خودم فکر کردم خوبیت نداره بچه مردم بیاد تو وبم دلش بگیره بره الان تصمیم گرفتم طنز بنویسم حالا دارم فکر میکنم طنزنوشتن هم خیلی سخته ها کممممممممممممممممممممممک من میخوام طنز بنویسم ولی بلد نیستم ارمغان شینا سلی سارا شکوفه مجهول نیلو من تو وبلاگای همتون رفتم کمک منم می خوام طنز بنویسم |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 31 تیر1386ساعت 21:57 توسط شیده |
|
|
سهراب میگه به سراغ من اگر می آییید نرم وآهسته بیایید مبادا که ترک بردارد چینی نازک تنهایی من
من میگم به سراغ من اگر میایید اگه میشه یه چماق هم بیارید تا با کمک هم شاید بتونیم تنهایی منو بشکنیم .تنهایی بد دردیه مخصوصا وقتی ببینی یه عالمه ادم دور و برته و به هیچ کدومشون نمیتونی اعتمادکنی تنهایی من خیلی چاق شده ... |
|
+ نوشته شده در
شنبه 30 تیر1386ساعت 14:23 توسط شیده |
|
|
جوان دلتنگ گاهی شده بغض گلوتو فشار بده و نتونی اونو خالی کنی من الان همچین احساسی دارم این بدتر از اینه که دلیلشو ندونی دل شما برای یک کودکی پاک و صادقانه تنگه دل من برای یک دل سیر گریه برای یک فریاد از ته دل برای یک لبخند برای یک شادی واقعی که واسه همه اینها باید دلتنگی هامو از دلم بریزم بیرون جوان دلتنگ حداقل برای تو جوونیت باقی مونده اما گذر روزگار به من بدجوری سخت گرفت طوری که الان به جای اینکه مثل بقیه جوونا از غروب عکس بگیرم و قابش کنم دنبال یه فرصتم تا غروبو از ذهنم پاک کنم بلکه دلتنگی زمان غروب هم با اون پاک بشه... |
|
+ نوشته شده در
شنبه 30 تیر1386ساعت 13:55 توسط شیده |
|
|
تا حالا شده دلتون تنگ تنگ تنگ باشه تا به حال احساس کردین جمعه ها چقدر دلگیره؟ منم امروز همچین احساسی دارم . ولی تصمیممو گرفتم یه پارچه برداشتم دارم تمام طاقچه های دلمو گردگیری میکنم حتی زیر گلدونارو نمی دونی چقدر گرد و خاک داشت... حالا می خوام دکوراسیون دلمو یه تغییری بدم شاید کاغذ دیواریش کردم تا روی زخمای کهنشو بپوشونم . باید خاطره هامو یه جوری بچینم که تنگی دلم زیاد به چش نیاد . |
|
+ نوشته شده در
جمعه 29 تیر1386ساعت 12:12 توسط شیده |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
سلام دوستان من شیده هستم.16 سالمه
روزی که این وبلاگو ساختم بدجوری حالم گرفته بود ...ولی خب دلتنگی هم یه حدی داره این وبلاگ دوست منه باهاش راه بیاید .بااااااااااااش؟بای تا بعد |
|
RSS
|